ويزگيهاي كودكان ابتدايي
اقدامات پيشگيرانه
اگر کودکتان مخالفت خود را مؤدبانه به شما ابراز کرد،به او توجه بيشتري کنيد و به عقيده او احترام بگذاريد و به او نشان دهيد که برا ي عقايد او احترام قائليد و اگر نظر او مخالف نظر شماست هيچ اشکالي ندارد .
نکته مهم اين است که شما مي بايست از نوع ارتباط خود آگاه باشيد . اگر از آن دسته افرادي هستيد که مخالفت خود را با ديگران به صورت تمسخرآميزي بيان مي کنند ، پس نمي توانيد از فرزند خود انتظار داشته باشيد که رفتاري غير از اين داشته باشد .
همين که فرزند شما بتواند خودش را بيشتر کنترل کند و ياد بگيرد که چگونه نيازها و نوميدي خود را از طرق سازنده به شما توضيح دهد ، پرخاشگري ، بهانه گيري و ديگر رفتارهاي منفي او مسئله ساز نخواهد بود . به او ياد بدهيد که بتواند به شما بگويد که چه احساسي دارد و چگونه فکر مي کند.
با انجام اين روش رابطه اي قوي با فرزند خود ايجاد مي کنيد . چنين رابطه اي ، هنگامي که فرزندتان به سن بلوغ مي رسد ، در حل مسائل به شما کمک زيادي خواهد کرد.
بازيگوشي
فرض کنيد که با کودک پيش دبستاني خود قرار گذاشته ايد که بعدازمسواک زدن به رختخواب برود تا قبل از خواب برايش قصه بگوييد . ولي بيست دقيقه بعد مي بينيد که مي خواهد ماشين هاي اسباب بازي خود را در دستشويي بگذارد . احتمالاً تا به حال چيزي شبيه به اين موضوع را تجربه کرده ايد .
دليل آن اين است که مفهوم گذشت زمان براي خردسالان کاملاً با بزرگسالان متفاوت است .
وقتي که آنها غرق در انجام کاري مي شوند فکر مي کنند تا وقتي که فعاليت خود را به اتمام نرسانده اند زمان از حرکت خود باز ايستاده است .
بنابراين بازيگوشي آنها تا زماني که خواندن ساعت را بياموزند تمامي ندارد . گاهي پدر ومادرها مي بايست به بچه هاي خود گوشزد کنند که وقتشان را تلف نکنند.
چگونه با آن کنار بياييد
ـ اگر مي خواهيد فرزند خود را از فعاليتي واردفعاليت ديگري کنيد چيزي در اين مورد به او نگوييد . به عنوان مثال شب به جاي اين که به او بگوييد که موقع خواب است ، او را با گفتگو راجع به کارهايي که در طول روز انجام داده است مشغول کنيد . او هم غرق در صحبت مي شود و متوجه نخواهد شد که چه وقت از دستشويي بيرون آمده و به رختخواب رفته است.
روش ديگر
چون درک مفهوم زمان براي کودکي که هنوز به مدرسه نرفته است به زمان فعاليت هايي ازقبيل خوردن آب ميوه ، زمان خواب ، زمان استحمام بستگي دارد ، از اين رو مي توانيدبرنامه بعدي را در طول روز برايش توضيح دهيد و به اين ترتيب سرعت حرکتش را بالاببريد . به عنوان مثال به او بگوييد :" بيا لباس خوابت را بپوش تا بتوانيم کتابي انتخاب کنيم و بخوانيم ." اگر مي خواهيد کودک خود را به انجام کاري تشويق کنيد ،مثلاًِ مي خواهيد که اسباب بازي هايش را جمع کند ، مي توانيد آن فعاليت را به صورت بازي در آوريد و بگوييد:" ببينم مي تواني تا 50 که شمردم اسباب بازيهايت را جمع کني او را مسئوليت پذير سازيد . اگر عجله داريد به او بگوييد که ديرتان شده است و به کمک او احتياج داريد . از او بخواهيد که کيف شما را دم در بگذارد و ظرف غذاي خودش را از يخچال بيرون بياورد.
اگر اين روش نيز در مورد کودک دبستاني و بازيگوش شما مؤثر واقع نشد،از روش جديدتري استفاده کنيد . لباسش را تنش کنيد ، با موهاي شانه نشده و نامرتب با بستههاي بيسکويت يا ميوه او را به موقع به مدرسه برسانيد . با اين روش به فرزند خود مي آموزيد که هر چقدر هم که مقاومت کند ، بعضي کارهامانند به موقع حاضر شدن براي سرويس مدرسه را بايد در زمان خودش انجام دهد.
اقدامات پيشگيرانه
هنگامي که مي بينيد کودک شما به تلويزيون توجهي نداردو اسباب بازي هايش را گوشه اي رها کرده است ، بيشتر مستعد انجام کارها و وظائف خود مي باشد بنابراين لوازمي راکه موجب حواس پرتي او مي شوند جمع کنيد و به طور واضح به او بگوييد که انتظار انجام چه کاري را از او داريد . توجه کنيد که کودک شما تمام وسايل مورد نياز خود را براي انجام کارش در اختيار داشته باشد . به عنوان مثال اگر از او مي خواهيد که دندان هايش را مسواک کند بايد مسواک ، خمير دندان وآب را در دسترس او قرار دهيد .راه ديگر جلوگيري از بازيگوشي فرزندتان اين است که از شب قبل لباس و ديگر لوازم مورد نياز او را براي فردا صبح آماده کنيد . با اين کار نه تنها به کودک بازيگوش خود فرصت نخواهيد داد که براي انتخاب لباسش شما را معطل کند بلکه صبح، قبل از بيرون رفتن از منزل (به خصوص در مورد خانم هاي شاغل )
بدون عجله کارهايتان را انجام خواهيد داد . البته اگر اين کار را هر روز به طور معمول انجام دهيد،بهتر است .کودک خود را، به انجام بعضي از کارها عادت دهيد . مثلاً شب :ابتداخوردن غذا،بعد شستن دندان و خواندن داستان قبل از خواب . صبح : ابتدا پوشيدن لباس ، شانه کردن مو و مرتب کردن تختخواب ، خوردن صبحانه.
دعواي ميان فرزندان
رقابت و همچشمي ميان فرزندان يک خانواده ، پاسخي طبيعي به داشتن رقيب دائمي در جلب محبت پدر و مادر است . اگر دعواي آنها مهار نشود ، روي روابط عاطفي ميان فرزندان اثر مي گذارد و شور و نشاط آنها را از بين مي برد.
چگونه با آن کنار بياييد
بهترين راه براي مبدل کردن دعواي ميان کودکان به صلح و آرامش،اين است که ابتدا آنها را از يکديگر جدا کنيد تا آرام شوند . سعي نکنيد ميان آنها قضاوت کنيد ، حتي اگر شاهد بوده باشيد که يکي از بچه ها،ديگري را عمدا ً تحريک کرده و دعوا را شروع کرده است . ( بايد براي تصحيح اين رفتار ، روش تربيتي مناسبي را اتخاذ نماييد . ) در غير اين صورت يا طرف يکي از آنها را مي گيريد و يااينکه به ميدان دعوا کشيده
مي شويد که هيچ کدام از آنها کمکي به شما نخواهد کرد.
اقدام پيشگيرانه
رقابت ميان کودکان خود را نمي توانيد به طور کامل از بين ببريد ولي مي توانيد از شدت آن بکاهيد.
احترام به علائق يکديگر را به کودکان خودتأکيد کنيد . به آنها بياموزيد که نسبت به مالکيت شخصي يکديگر احترام قائل شوند و چيزي را که به خواهر يا برادرشان تعلق دارد ، بدون اجازه بر ندارند . هيچ وقت کودکان خود را با هم مقايسه نکنيد . در موقعيت هايي که معمولاً بين کودکان اختلاف ايجاد مي شود ،
مقرراتي وضع کنيد . به عنوان مثال جاي هر يک را بر صندلي ماشين از قبل تعيين کنيد و يا مشخص کنيد که هر يک از آنها چه ساعتي مي توانند برنامه تلويزيوني موردعلاقه خود را ببينند.
« زهرا کوچولو در اتاق با عروسکش بازي مي کند. به سراغ تلفن مي رود و گوشي را بر مي دارد و با خاله سارا صحبت مي کند. بعد از چند دقيقه مادر را صدا مي کند که خاله با تو کار دارد.مادر که در حال شستن ظرفهاست سريع دستهايش را مي شويد و گوشي تلفن را مي گيرد. اما با بوق تلفن روبرو مي شود و مي فهمد کسي پشت خط نيست! »
اين کار زهرا کوچولو در نظر ما آدم بزرگها، دروغ گويي محسوب مي شود.اما آيا واقعاً زهرا دروغ گوست؟!
آنچه که والدين بايد توجه داشته باشند اين است که کودکان تا سن 5 سالگي نه تنها دروغ نمي گويند بلکه ما هم نبايد با دروغ گو خواندن آنها، باعث دروغ گويي آنها در آينده شويم.
ما دروغ را به دو دسته تقسيم مي کنيم:
1. دروغ اخلاقي: دروغي که ما واقعيت را بدانيم( درک کنيم) و عمداً و با آگاهي خلاف آن را بيان داريم. اين دروغ در روايات ما کليد هر شري خوانده شده واز گناهان بزرگ است.
2. دروغ طبيعي: دروغ گويي بچه ها جزء طبيعت آنهاست. زيرا از ويژگيهاي اين سن اين است که خيالبافي مي کنند. بنابراين کودکان در خيال خود تصوراتي دارند و آنها را براي ما تعريف مي کنند و چون مطابق با واقعيت نيست از نظر ما دروغ محسوب مي شود.
بنابراين دروغ گويي در اين سن عمل ضد اخلاقي نيست و ما نبايد کودکان را به دروغ گويي متهم کنيم. چرا که اين کار باعث مي شود کودک در بزرگسالي دروغ گو بار آيد.به اين دليل که با اتهام ما بويژه وقتي که تنبيه هم دنبال داشته باشد، کودک مي فهمد که کار بدي انجام داده است و در سنين بعدي وقتي مي خواهد خودي نشان دهد و يا ديگران به او اهميت دهند، اين کار را تکرار مي کند و ناخواسته به صورت عادت در او مي ماند